در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

detached

جدا، سوا، مجزا (بخش، قسمت)، بی‌طرفانه، مستقل (رفتار، عقیده)، جدا افتاده، تنها

detached house

خانه دورباز، خانه چهارطرف باز، عمارت کلاه‌فرنگی

detail

جزء، جزئیات، شاخ و برگ، تفصیل، شرح، تفصیل دادن، شرح دادن،‌ بسط دادن، مشروج گفتن، جزء به جزء گفتن

detailed

مفصل، تفصیلی، مشروح، پر از جزییات، مبسوط، جامع

detect

کشف کردن، پیدا کردن، ‌شناسایی کردن، تشخیص دادن، تمیز دادن

detecting

آشکارسازی، پیدا کردن، آشکار کردن، شناسایی کردن

detection

کشف، شناسایی، تشخیص، آشکارسازی، نمایان‌سازی

«‹ ۴۳۰  ۴۳۱  ۴۳۲ ۴۳۳ ›»
۱۶ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۴۳۲ از ۱۶۶۷ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰