در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

deposit [money] v/

سپردن، امانت‌گذاشتن، ودیعه‌گذاشتن، گرویی گذاشتن، وثیقه گذاشتن، بیعانه دادن، از پیش‌پرداختن

deposits (alluvial)

رسوبات ته‌نشین‌شده، رسوبات آبرفتی، ته‌نشین‌های آبرفتی

depot

گاراج، پایانه، انبار، دپو، ایستگاه اتوبوس، ایستگاه قطار، آمادگاه (نظامی)

depot (bus)

دپوی اتوبوس، ایستگاه اتوبوس

depot (maintenance)

مرکز نگهداری، انبار تعمیر و نگهداری، دپوی تعمیر و نگهداری

depreciate v/

قیمت را پایین دادن، تنزل دادن، مستهلک کردن، ناچیز شمردن، بی‌ارزش شمردن، تنزل کردن، افت کردن، پایین آمدن، مستهلک شدن

depreciation

استهلاک، کاهش بها، کسر بها، افت قیمت، توفیر استهلاک (حسابداری)، ناچیز شماری

depressed

افسرده، غمگین، دچار رکود، بحران‌زده، راکد، خوابیده، کساد

«‹ ۴۲۱  ۴۲۲  ۴۲۳ ۴۲۴ ›»
۱۶ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۴۲۳ از ۱۶۶۷ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰