در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
demarcated lane
خط عبوری متمایزشده، خط عبوری مشخص شده
demarcation
تعیین حدود، نشانهگذاری، مرزنمایی، مرزبندی، جداسازی، تمایز
demarcation of road land
تعیین حدود راه
demerit point system [licence]
سیستم امتیاز منفی [گواهینامه]
demister
گرمکن شیشه اتومبیل
democracy
دموکراسی، مردمسالاری
democratic society
جامعه دموکراتیک، جامعه مردمسالارانه
demographic a/
مربوط به جمعیتشناسی، جمعیتی، مربوط به جمعیت
demography
علم جمعیتشناسی، جمعیتنگاری
demolition
ویرانسازی، انهدام، تخریب
demolition product
محصول تخریب، نتیجه خرابی
demonstration
اثبات، استدلال، برهان، توضیح، شرح، نمایش، به نمایش گذاردن، نشان دادن
demurrage
جریمه دیرکرد، کرایه معطلی، هزینه تأخیربارگیری، هزینه تأخیر تخلیه، جریمه عدم تخلیه
denominator
مخرج (کسر)
dense
غلیظ، انبوه، متراکم، فشرده
dense bitumen macadam
ماکادام قیری متراکم
صفحه 419 از 1667