در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

decrement

کاهش، نقصان، تقلیل، افت، کاستی، کمبود، فقدان، تخفیف

deduct v/

کاستن، کسر کردن، کم کردن

deductible

کسر کردنی، کم‌کردنی، قابل کسر

deductible tax

مالیات قابل تخفیف، مالیات کسر شدنی

deduction

کسر، تخفیف، مبلغ بخشوده (معاف از مالیات)، قیاس، استنتاج، استنباط، نتیجه‌گیری، نتیجه

deed

کار، عمل، فعل، کردار، رفتار، سند، قباله

deep

عمیق، گود، ژرف، سنگین (برف)، پهن، کلفت

default

قصور، کوتاهی، نبود، فقدان، عدم، غیبت، قصور در پرداخت، غایب بودن، غیبت کردن، کوتاهی کردن، سرموعد نپرداختن

صفحه  410  از  1667