در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

declination

میل، زاویه انحراف، انحراف (نقشه‌برداری)

decomposition

تجزیه، تلاشی، از هم پاشیدگی، واپاشی، فساد، پوسیدگی

decompression

کم کردن فشار، کم شدن فشار، فشار برداری، تقلیل فشار

decoration

تزیین‌، آرایش، آذین، آذین‌بندی، دکوراسیون

decrease

کاهش، تقلیل، افت، کم شدن، کاستن، کاهش یافتن، تقلیل یافتن، پایین آمدن، افت کردن، کم کردن، کاهش دادن، تقلیل دادن

decree

فرمان، حکم، امر، رأی، فتوی، مشیت، تقدیر، فرمان دادن، امر کردن، مقرر داشتن

صفحه  409  از  1667