در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

deadheading

سفر بدون بلیط، سفر بدون بار یا مسافر (وسیله نقلیه)

deadheading pay

کرایه پرداختی به حمل‌کننده برای سفر بدون بار

deadline

ضرب‌الاجل، آخرین مهلت، موعد مقرر، سررسید

deads

اشیای ثابت، اشیای بی‌پتانسیل، بارهای مرده

dealer [car]

فروشنده، دلال، واسطه [اتومبیل]

death

مرگ، مرگ و میر، مردن، فوت، درگذشت، نابودی، زوال، پایان

death (road)

مرگ و میر جاده‌ای، تلفات جاده‌ای

death rate

نرخ مرگ و میر، میزان مرگ و میر

debate

بحث، گفتگو، مجادله، مباحثه، مناظره، به بحث گذاشتن، بحث کردن، گفتگو کردن

debit

بدهی، بدهکار، ستون بدهکار، در ستون بدهکار وارد کردن، از موجودی کاستن، به حساب بدهکار گذاشتن

debris

بازمانده‌ها، بقایا، آت و آشغال، آثار باقیمانده،‌ آوار (زمین‌شناسی)

debt

بدهی، وام، قرض

debugging

اشکال زدایی، رفع نقص، رفع عیب

صفحه  406  از  1667