در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

datum plane

سطح مبنا، مبنای ترازیابی (نقشه‌برداری)

dawn

سپیده دم، پگاه، سحر، فجر، سرآغاز، ظهور، پیدایش، طلیعه، طلوع کردن، سپیده زدن، صبح شدن، نمایان شدن، آشکار شدن

day

روز، شبانه‌روز، روز کاری، روزگار، دوران، دوره، مدت، عمر

daybreak

طلوع صبح، سپیده‌دم، فجر، بامداد

daylight

روز، روشنایی روز، روز روشن، سپیده‌دم، سحر

dazzle

خیره‌کنندگی، درخشش، نور خیره کننده، چشم را زدن، خیره کردن

«‹ ۴۰۲  ۴۰۳  ۴۰۴ ۴۰۵ ›»
۱۶ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۴۰۴ از ۱۶۶۷ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰