در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

cumulative

فزاینده، روبه افزایش، متراکم، تراکمی، تجمعی، انباشتی

curb [USA]

جدول (خیابان پیاده‌رو)، جان‌پناه (بام)، جدول‌بندی کردن، حاشیه‌بندی کردن [اصطلاح آمریکایی]

curing

عمل‌آوری (بتن)، اصلاح، بهبود

صفحه  387  از  1667