در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

crisis

بحران، مرحله بحرانی، موقع حساس، نقطه عطف

criteria

معیار، ملاک، ضابطه، میزان، مقیاس

critical a/

بحرانی، حاد، حساس، سخت، خطرناک

صفحه  380  از  1667