در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

county seat [USA]

مرکز استان، مرکز ناحیه، حاکم‌نشین [اصطلاح آمریکایی]

county town

مرکز استان، مرکز ناحیه، حاکم‌نشین

coupling

اتصال، پیوند، بست، چفت، بازوی اتصال

course

مسیر، طریق، خط سیر، بستر (رود)، زمین (ورزش)، روش، روال، دوره، درس، کلاس، لایه، ردیف، رگ‌چین (بنایی)، شتافتن، جاری شدن، جاری بودن

course (base)

لایه اساس، قشر اساس، کرسی چینی (بنایی)

صفحه  371  از  1667