در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

councilor

عضو شورا، عضو انجمن، عضو هیأت

count

شمارش، محاسبه، حساب، شمردن، شماره، تعداد، اهمیت، توجه، شمارش کردن، حساب کردن، به حساب‌ آوردن، منظور داشتن، اهمیت داشتن، ارزش داشتن

صفحه  367  از  1667