در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

convex a/

محدب، کوژ، برآمده، برجسته

convexity

تحدب، کوژی، برآمدگی، برجستگی

convey v/

حمل کردن، ترابری کردن (کالا، مسافر)، انتقال دادن (مایعات، گازها)، واگذار کردن، منتقل کردن (ملک)

conveyance

انتقال، نقل، حمل، واگذاری، سند انتقال

conveyor

انتقال‌دهنده، رساننده، واگذارکننده، منتقل کننده، ترابر، نقاله، تسمه نقاله

«‹ ۳۵۴  ۳۵۵  ۳۵۶ ۳۵۷ ›»
۱۶ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۳۵۶ از ۱۶۶۷ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰