در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

control

کنترل، نظارت، مراقبت، رسیدگی، هدایت، فرمان، جلوگیری، منع، اداره، تنظیم، مسلط شدن، کنترل کردن، جلوگیری کردن، هدایت کردن، اداره کردن، نظارت کردن، تنظیم کردن

صفحه  348  از  1667