در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

contact

تماس، برخورد، تلاقی، تصادف، ارتباط، اتصال، نزدیکی، مجاورت، تماس برقرار کردن با، ارتباط برقرار کردن با، برخوردن به

container

کانتینر، مخزن، صندوق، ظرف، جا

صفحه  341  از  1667