در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

conservation

حفاظت، نگهداری، حفظ، حراست، بقا، صرفه‌جویی

consideration

ملاحظه، توجه، دقت، رعایت، بررسی، فکر، اندیشه، تأمل

consignor

فرستنده، ارسال‌کننده (کالا، امانت)

console

پایه بازویی، پایه سه گوش، میز فرمان، پایه گچبری (معماری)

conspicuous

روشن، واضح، آشکار، معلوم، مشهود، قابل رؤیت، برجسته، سرشناس

constable

ژاندارم، پاسبان، پلیس (بریتانیا)

صفحه  337  از  1667