در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
computer technology
فناوری رایانه، تکنولوژی کامپیوتر
computer – aided design
طراحی با کمک رایانه، طراحی کامپیوتری
computer – aided drawing
نقشهکشی با کمک رایانه
computer – aided manufacaturing
ساخت با کمک رایانه، تولید با کمک رایانه
computer – assisted driving
رانندگی با کمک کامپیوتر
computer – generated image
تصویر ساخته شده با رایانه، تصویر رایانهای
computerization
کامپیوتری کردن
computerize v/
کامپیوتری کردن، به کامپیوتر دادن (اطلاعات)
computerized data base
پایگاه دادههای کامپیوتری
computing
محاسبه (با کامپیوتر)، کاربرد کامپیوتر
concave a/
مقعر، تو رفته، کاو
concavity
فرورفتگی، تورفتگی، تقعر، کاوی
concentrate
متمرکز کردن، جمع کردن، گرد آوردن، غلیظ کردن، تجمع کردن
concentrated
شدید، زیاد، غلیظ، فشرده
concentrated waste
پسماند غلیظ شده (فشرده شده)
concentration
غلظت، تراکم، تمرکز، تجمع، دقت، توجه
صفحه 322 از 1667