در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

competent

توانا، قادر، باکفایت، ماهر، شایسته، ذیصلاح، صلاحیت‌دار،

competition

رقابت، همچشمی، مبارزه، مسابقه

compilation

تألیف، تدوین، گردآوری، جمع‌آوری، تنظیم (فهرست)

compile

گردآوردن، تألیف کردن، تدوین کردن، جمع‌آوری کردن، تنظیم کردن

compiler

مؤلف، گردآورنده، تدوین کننده، تنظیم کننده

complaint

شکایت، گله، اظهار نارضایتی، اظهار ناخشنودی

صفحه  314  از  1667