در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
competent
توانا، قادر، باکفایت، ماهر، شایسته، ذیصلاح، صلاحیتدار،
competent authority
اداره صلاحیتدار، مقام ذیصلاح
competent jurisdiction (court of)
دادگاه قضایی ذیصلاح، دادگاه دارای صلاحیت قضایی
competition
رقابت، همچشمی، مبارزه، مسابقه
competition (design)
رقابت در طراحی
competition (unfair)
رقابت ناعادلانه، رقابت ناسالم
competitive bidding procedure
روال مزایده رقابتی، روال مناقصه رقابتی
competitive tendering
مزایده رقابتی، مناقصه رقابتی
competitor
رقیب، حریف، رقابتکننده
compilation
تألیف، تدوین، گردآوری، جمعآوری، تنظیم (فهرست)
compile
گردآوردن، تألیف کردن، تدوین کردن، جمعآوری کردن، تنظیم کردن
compiled form
فرم گردآوری شده، فرم تنظیم شده
compiler
مؤلف، گردآورنده، تدوین کننده، تنظیم کننده
compiling programme
برنامه گردآوری
complaint
شکایت، گله، اظهار نارضایتی، اظهار ناخشنودی
complaint about noise
شکایت علیه سروصدا
صفحه 314 از 1667