در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
comparative test
آزمایش مقایسهای
comparative value
ارزش نسبی
compartment
قسمت، بخش، کوپه (قطار)، کابین، اتاق (کشتی)
compartment (passenger) [vehicle]
محل نشستن مسافر [وسیله نقلیه]
compass
قطبنما، جهتیاب، حد، مرز، پیرامون، دامنه، گستره، وسعت، احاطه کردن
compatibile microcomputer
ریزرایانه سازگار
compatibility
توافق، سازگاری، هماهنگی، تناسب
compatibility (equipment)
سازگاری تجهیزات، هماهنگی تجهیزات
compatibility (movement)
سازگاری جباجایی، هماهنگی حرکت
compendium of laws
رساله قانون، کتاب قانون
compensate v/
جبران کردن، خسارت دادن، غرامت دادن، پاداش دادن، ترمیم دادن، تعدیل کردن، تصحیح کردن
compensated error
خطای تعدیل شده
compensation
جبران، تلافی، ترمیم، خسارت، تاون، غرامتف تصحیح، تعدیل
compensation (risk)
جبران ریسک، جبران خطر احتمالی
competence
توانایی، قدرت، قابلیت، کاردانی، کارایی، شایستگی، لیاقت، صلاحیت
competence (transfer of)
تفویض صلاحیت
صفحه 313 از 1667