در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
compact disc
CD ، لوح فشرده
compact network
شبکه به هم پیوسته، شبکه متراکم
compacted snow
برفروی هم انباشته شده، برف متراکم
compactibility
تراکمپذیری، قابلیت فشردگی یا تراکم (خاک)
compacting power (high)
توان تراکم بالا
compaction
کوبیدن، تراکم (خاک)، متراکم کردن، جا انداختن (بتن)
compaction (dry)
تراکم خشک
compaction (impact)
ایجاد تراکم با ضربه، تراکم ضربهای
compaction (level of)
سطح تراکم، درجه فشردگی
compaction (rato of)
نرخ تراکم، میزان تراکم
compaction (state of)
وضعیت تراکم
compaction drum
غلتک متراکم کننده
compaction equipment
تجهیزات تراکم (کوبیدن)
compaction index
شاخص تراکم
compaction roller
غلتک تراکم
compactor
متراکم کننده، تخماق، کوبنده، غلتک
صفحه 311 از 1667