در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
clutch
کلاچ (اتومبیل)، محکم کردن، چنگ زدن
clutch lever
اهرم کلاچ
clutch pedal
پدال کلاچ
clutter
آشفتگی، درهم برهمی، شلوغی، بینظمی
clutter (visual)
شلوغی دید، بینظمی بصری
co - author
مؤلف همکار
co – pilot
کمک خلبان
coach
اتوبوس (بین شهری)، کالسکه، ارابه، واگن (راهآهن)، درشکه، مربی، معلم خصوصی، درس دادن
coach (excursion)
اتوبوس مخصوص گردشگری
coach (motor)
اتوبوس
coach terminal
پایانه اتوبوس
coal
زغال، زغالسنگ
coal tar
قطران زغالسنگ، قطران
coal – tar oil
روغن قطران زغالسنگ
coal – tar pith
قیر زغالسنگ، چکیده قطران
coalescence
پیوستن، ادغام، اتصال، به همپیوستگی
صفحه 293 از 1667