در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

clutch

کلاچ (اتومبیل)، محکم کردن، چنگ زدن

clutter

آشفتگی، درهم برهمی، شلوغی، بی‌نظمی

coach

اتوبوس (بین شهری)، کالسکه، ارابه، واگن (راه‌آهن)، درشکه، مربی، معلم خصوصی، درس دادن

coal

زغال، زغال‌‌سنگ

coal tar

قطران زغال‌سنگ، قطران

coalescence

پیوستن، ادغام، اتصال، به هم‌پیوستگی

«‹ ۲۹۱  ۲۹۲  ۲۹۳ ۲۹۴ ›»
۱۶ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۲۹۳ از ۱۶۶۷ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰