در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

close

نزدیک، نزدیک هم، به هم فشرده، بی‌فاصله، دقیق، پیگیر، بن‌بست (کوچه)، بستن، مسدود کردن (جاده، لوله)، پایان دادن، خاتمه دادن، به هم نزدیک شدن، به هم نزدیک کردن، نزدیک شدن

close grading

دانه‌بندی بسته، دانه‌بندی با اندازه‌های نزدیک به هم

closed

بسته، مسدود (راه)، بند، گرفته (لوله)، تعطیل

closed loop

حلقه بسته، لوپ بسته، مدار بسته

closed to traffic (road)

راه به روی ترافیک عبوری بسته راست، راه بسته شده به روی ترافیک

closure

انسداد، بستن، پایان، انتها، خاتمه

صفحه  291  از  1667