در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
circulation (goods)
گردشبار، جریان کالا
circulation (gravity)
گردش ثقلی، جریان ثقلی
circulation (water)
جریان آب، گردش آب
circulation under pressure
جریان تحت فشار
circumference
پیرامون، محیط، محیط دایره، پیرامون دایره
circumstance
موقعیت، شرایط، اوضاع و احوال، چگونگی، پیشامد، رویداد، رخداد
citizen
شهرنشین، شهری، اهل شهر، تبعه، شهروند، اهل، رعیت
citizen (senior)
بازنشسته، شهروند سالخورده
citizen participation
همکاری شهروندان، تشریک مساعی شهروندان
city
شهر، مردم شهر، اهالی شهر
city (heart of the)
مرکز شهر
city (inner)
بخش داخلی شهر، مرکز شهر
city center
مرکز شهر
city council
انجمن شهر، شورای شهر
city councilman
عضو انجمن شهر، عضو شورای شهر
city district
ناحیه شهری
صفحه 281 از 1667