در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

circular a/

چرخشی، گردشی، مدور، دورانی، دایره‌ای، ادواری

circular arch

قوس گرد، قوس مدور، تاق قوسی، قوس دایره‌ای

circulate v/

چرخیدن، گردش کردن، جریان یافتن، انتشار یافتن، منتشر شدن، مطلع کردن، اطلاع دادن (با بخشنامه یا اطلاعیه)، به گردش درآوردن

circulating

درگردش، در جریان، دایر، رایج، متداول

circulation

جریان، گردش، گردش خون، جریان خون، انتشار، اشاعه، پراکندن، شیوع، رواج

«‹ ۲۷۸  ۲۷۹  ۲۸۰ ۲۸۱ ›»
۱۶ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۲۸۰ از ۱۶۶۷ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰