در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
chronological
به ترتیب زمان، به ترتیب تاریخ، زمانی
chronological series
سریهای زمانی
chronology
گاهشماری، تاریخگذاری، وقایعنگاری، رویدادنگاری، گاهشمار، سالشمار
chronometer
کرونومتر، زمانسنج
cinema (drive – in)
اتوسینما*
circle
حلقه، دایره، میدان، جمع، جمعیت، مجمع، چرخه، دور، دوره، گردش
circle (arc of)
کمان دایره
circle (traffic) [USA]
میدان، فلکه، حلقه ترافیکی [اصطلاح آمریکایی]
circle diameter
قطر دایره، قطر حلقه، قطر میدان
circling [USA]
حرکت دورانی [اصطلاح آمریکایی]
circuit
دور، محیط، پیرامون، گردش، حرکت دوری، حرکت دایرهای، مدار (برق)
circuit (economic)
گردش اقتصادی
circuit (integrated)
مدار مجتمع
circuit (main)
مدار اصلی
circuit breaker
مدارشکن، برقشکن
circuit ending
انتهای مدار
صفحه 279 از 1667