در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

chronological

به ترتیب زمان، به ترتیب تاریخ، زمانی

chronology

گاه‌شماری، تاریخ‌گذاری، وقایع‌نگاری، رویدادنگاری، گاه‌شمار، سال‌شمار

circle

حلقه، دایره، میدان، جمع، جمعیت، مجمع، چرخه، دور، دوره، گردش

circuit

دور، محیط، پیرامون، گردش، حرکت دوری، حرکت دایره‌ای، مدار (برق)

صفحه  279  از  1667