در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
channeling [vehicles]
جریانبندی، مسیردهی، هدایت [وسایل نقلیه]
channelization [vechicles]
مسیردهی، جریانبندی، هدایت مسیر [وسایل نقلیه]
channelized intersection [USA]
تقاطع جریانبندی شده [اصطلاح آمریکایی]
channelizing island [USA]
جزیره جریانبندی، جزیره هادی [اصطلاح آمریکایی]
channelling (traffic)
جریانبندی ترافیک
chapter
فصل، باب (کتاب)، دوره، عصر، برهه
character
شخصیت، منش، سرشت، طبیعت، خصیصه، ویژگیها، خصوصیات، حرف، نشانه، الفبا
character (ink)
حرف چاپی
character recognition
شناسایی مشخصه، شناسایی خصوصیت، تشخیص ویژگی
character string
مجموعه حروف، رشتهای از حروف الفبا
characteristic
ویژه، خاص، مختص، مخصوص، ویژگی، خصیصه، خصوصیت، مشخصه
characteristic (braking)
خصوصیات (مشخصات) ترمزگیری
characteristic (geometric)
ویژگی هندسی، مشخصه هندسی
characteristic (handing)
ویژگیهای اداره، مشخصات مدیریت
characteristic (physical)
مشخصه فیزیکی
characteristic (road)
مشخصه راه، ویژگی راه
صفحه 271 از 1667