در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

activation

آماده کنش کردن، فعال‌سازی

active

فعال، فعالانه، در حال کار، مشغول عمل، مؤثر

activity

فعالیت، اشتغال، کار، اقدام، عملکرد

صفحه  23  از  1667