در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
calming device (traffic)
ابزار آرامسازی ترافیک
camber
شکمدادگی، پیشخیز، خیز معکوس
camber arch
قوس هلالی، قوس کمخیز، تاق کمخیز
cambrian
کامبرین
camera
دوربین
camera (mast – mounted)
دوربین نصب شده روی دکل
camera (traffic offence)
دوربین ثبت تخلفات ترافیکی
camera (video)
دوربین ویدیویی
cameras (array of)
ردیف دوربینها
camion
کامیون، ماشین باری
camp
اردوگاه، کمپ، پناهگاه موقت
camp - site
اردو، مقر اردوگاه موقت
camp boss
رئیس اردوگاه حفاری
campaign
عملیات، اقدامات، فعالیتها، اقدام کردن، در عملیات شرکت کردن
campaign (awareness)
فعالیت آگاهسازی
campaign (prevention)
فعالیت پیشگیرانه، فعالیت سازمانیافته به منظور پیشگیری
صفحه 227 از 1667