در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

burden

بار، سنگینی، فشار (مشکلات، مسؤولیت‌ها)، ظرفیت، گنجایش (کشتی)، سربار (خاک)

bureau

اداره، دایره، دفتر کار

burst

منفجر کردن، ترکیدن، فوران کردن، شکستن

bus

اتوبوس، اتوبوس سوار شدن، با اتوبوس بردن

صفحه  210  از  1667