در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

burden

بار، سنگینی، فشار (مشکلات، مسؤولیت‌ها)، ظرفیت، گنجایش (کشتی)، سربار (خاک)

bureau

اداره، دایره، دفتر کار

burst

منفجر کردن، ترکیدن، فوران کردن، شکستن

bus

اتوبوس، اتوبوس سوار شدن، با اتوبوس بردن

«‹ ۲۰۸  ۲۰۹  ۲۱۰ ۲۱۱ ›»
۱۶ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۲۱۰ از ۱۶۶۷ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰