در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

breakdown

خرابی، از کارافتادگی، نقص، قطع، ریز اقلام، صورت جزییات، ته‌نشینی (مواد معلق در دوغاب)

breakdown lorry

وسیله نقلیه ای که برای یدک کشیدن وسایل نقلیه از کار افتاده مورد استفاده قرار می‌گیرد.)

breaking

شکستگی، گسیختگی، شکست

صفحه  194  از  1667