در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
blind crossing
محل عبور نابینایان، گذرگاه نابینایان
Blind Discount
تخفیف نا مشهود
blind drilling
حفاری کور
Blind Pool
منابع مالی دسته جمعی
blinding (ditch)
مسدود کردن آبرو، پرکردن آبرو
blinding [pavement]
لایه تسطیح، بتن نظافت (پی)، ریگ پاشی (آسفالت راه)، پرکردن، کور کردن (چاه)
blindness
کوری، نابینایی
bling hole
چاه کور
blinker
چراغ چشمکزن، چراغ راهنما
blinking
چشمک زدن
blister
تاول (اندود، رنگ)، آبله زدن
blistering
تاول زدگی
blizzard
بوران، توفان برف
block
مجموعه آپارتمانی
block (anchor)
بلوک مهار
block (breeze)
بلوک پوکه
صفحه 167 از 1667