در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

blind crossing

محل عبور نابینایان، گذرگاه نابینایان

blinding [pavement]

لایه تسطیح، بتن نظافت (پی)، ریگ پاشی (آسفالت راه)، پرکردن، کور کردن (چاه)

blinker

چراغ چشمک‌زن، چراغ راهنما

blister

تاول (اندود، رنگ)، آبله‌ زدن

block

مجموعه آپارتمانی

صفحه  167  از  1667