در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

bleeding

آب انداختن، شیره‌دهی (بتن)، رو زدن (قیر)

blind a/

کور، نابینا، مستور، پنهان، بسته از هر سو، کاذب،‌کور (معماری)، نوربند

blind arch

قوس کاذب، قوس اجرا شده روی دیوار (آرک تزیینی)

صفحه  166  از  1667