در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

bleeding

آب انداختن، شیره‌دهی (بتن)، رو زدن (قیر)

blind a/

کور، نابینا، مستور، پنهان، بسته از هر سو، کاذب،‌کور (معماری)، نوربند

blind arch

قوس کاذب، قوس اجرا شده روی دیوار (آرک تزیینی)

«‹ ۱۶۴  ۱۶۵  ۱۶۶ ۱۶۷ ›»
۱۶ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۱۶۶ از ۱۶۶۷ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰