در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
wind load
بارباد، نیروی باد (سازه)
wind map
نقشه (وزش) باد
wind resistance
مقاومت در برابر باد
wind sock
بادنما
wind tunnel
تونل باد
windbreak fence
حصار بادشکن
window
پنجره، نورگیر، شیشه (اتومبیل)، ویترین
window (back)
شیشه عقب، شیشه پشت
window (rear) [car]
شیشه عقب ]اتومبیل[
window (ticket)
جایگاه فروش بلیط، گیشه (باجه) بلیط فروشی
windrow
ریسه، توده، ردیف، به صورت ردیف انباشتن
windrow of snow
توده انباشته شده برف، تل برف
windscreen
شیشه جلو (وسیله نقلیه)
windscreen (breaking of)
شکسته شدن شیشه جلو (وسیله نقلیه)
windscreen washer
شیشهشور (وسیله نقلیه)
windscreen wiper
برفپاککن
صفحه 1651 از 1667