در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

wild

وحشی، غیر اهلی، اهلی نشده، خود رو، جنگلی، بیابانی، صحرایی (گیاه)، بایر، برهوت، بی‌آب و علف (زمین)، خالی از سکنه (سرزمین)، توفانی، ناآرام، شدید، تند، بی‌هدف، بی‌نقشه، غیر منطقی، نسنجیده، حساب‌نشده، محیط طبیعی، محیط وحش

willingness

میل، تمایل، رضای خاطر، رضایت، رغبت، علاقه، اشتیاق

« ۱۶۴۸  ۱۶۴۹  ۱۶۵۰ ۱۶۵۱ »
۱۶ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۱۶۵۰ از ۱۶۶۷ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰