در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

welded joint

مفصل جوشی (جوشکاری شده)، درز جوشکاری شده، درز جوشی

well

چاه، چاله، خوب، خوش، سالم، سلامت، مطلوب، مناسب، درست، بادقت، کاملاً، حسابی

west

غرب، مغرب، باختر (مربوط به) غرب، غربی، به غرب، به طرف غرب

westbound a/

رو به غرب، به سوی غرب، به طرف غرب، عازم غرب، غربی

صفحه  1644  از  1667