در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

weave

بافتن، به هم بافتن، ساختن، درست کردن، تألیف کردن، بافندگی کردن، زیگزاک رفتن، ویراژ رفتن، مارپیچ رفتن

weaveing distance

مسافت تداخل، فاصله تداخل، مسافت همبری (راه)

web

جان (تیر)، تار، رشته‌های درهم تنیده، شبکه تو در تو

web bar

میلگرد جان (بتن مسلح)

weed

علف، علف هرز، خزه، علف کشیدن، وجین کردن

week

هفته، هفته کاری

صفحه  1640  از  1667