در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

wave

موج، حرکت دست، حرکت، تکان خوردن، در نوسان بودن، جنبیدن، حرکت کردن، در دست تکان دادن، دست تکان دادن

way

جاده، خیابان، راه، طرف، جهت، سو، شیوه، طریقه، طریق، طرز، نحوه، رفتار، طرز رفتار، عادت، مسافت، فاصله

way (exclusive)

مسیر اختصاصی، مسیر انحصاری، مسیر ویژه

way (give)

راه دادن، رعایت کردن حق عبور، رعایت کردن حق تقدم، تسلیم شدن، میدان دادن

way (refusal to give)

امتناع کردن از رعایت حق تقدم،‌ راه ندادن، نپذیرفتن حق تقدم طرف مقابل

way (through traveled) [USA]

عرض کل قابل استفاده توسط وسایل نقلیه، عرض کل سواره‌رو و شانه [اصطلاح آمریکایی]

way bill

بارنامه، (برای مسافر) لیست مسافران

way of life

روش زندگی، رویه زندگی، سبک زندگی

« ۱۶۳۵  ۱۶۳۶  ۱۶۳۷ ۱۶۳۸ »
۱۶ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۱۶۳۷ از ۱۶۶۷ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰