در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
visual display unit
واحد نمایش تصویری
visual faculty
قابلیت بصری، قابلیت چشمی
visual inspection
بازرسی چشمی
visual intrusion
مزاحمت بصری، مانع دیداری
visual nuisance
مزاحمت بصری
visual obstruction
انسداد بصری، مانع دید
visual pollution
آلودگی بصری
visual resolution
وضوح دیداری
visual signal
علامت بصری، علامت دیداری
visual system
سیستم بصری، سیستم دیداری
visual warning signal
علامت هشداردهنده بصری (دیداری)
visualization
تجسم، تصور
visualize
پیش چشم آوردن، در ذهن مجسم کردن، در ذهن متصور ساختن، تصور کردن
visually
از نظر بینایی، به لحاظ بینایی، در ظاهر، ظاهراً، به طور بصری، از راه چشم
visually handicapped person
شخص دارای نقص بینایی
vitiate
خراب کردن، ضایع کردن، فاسد کردن، تضعیف کردن، بیاساس کردن، باطل کردن
صفحه 1619 از 1667