در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
viscosity
چسبندگی، گرانروی، کندروانی، ویسکوزیته، لزجی
viscosity (dynamic)
ویسکوزیته دینامیکی، گرانروی دینامیکی
viscosity (kinematic)
ویسکوزیته سینماتیک، گرانروی جنبشی، لزجت سینماتیک، کندروانی جنبشی
viscous a/
ویسکوز، چسبنده، گرانرو، کندروان، لزج
visibility
دید، قابلیت دید، دامنه دید
visibility (adequate)
قابلیت دید کافی
visibility (approach)
قابلیت دید تقرب، دید ورودی
visibility (clear)
قابلیت دید واضح، میدان دید آشکار
visibility coefficient
ضریب قابلیت دید، ضریب دید
visibility distance
مسافت دید، فاصله دید
visibility splay
مثلث دید
visible
قابل دیدن، قابل رؤیت، پیدا، نمایان، مرئی، هویدا، مشهود، آشکار
visible radiation
تشعشع قابل رؤیت، تشعشع مرئی
vision
بینایی، دید، قدرت دید، بینش، بصیرت، پندار، خیال
vision (binocular)
دید کامل (با دو چشم)
vision (colour)
دید رنگی
صفحه 1617 از 1667