در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

violate

شکستن (عهد، پیمان)، نقض کردن، زیر پا گذاشتن، تخلف کردن، تخطی کردن، بی‌احترامی کردن، بی‌حرمتی کردن، به هم زدن، نادیده گرفتن، سلب کردن

violation

تخطی، نقض، تجاوز، تخلف، بی‌احترامی، توهین

violation (law)

نقض قانون، سرپیچی از قانون، تخطی از قانون

visa

ویزا، روادید، مهر روادید زدن، ویزا دادن

viscera

دل و روده، امعاء و احشاء

viscoelastic a/

ویسکوالاستیک، دارای خاصیت چسبندگی و کشایندگی، چسبناک، کشایند، گران‌رو

صفحه  1616  از  1667