در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

view

نظر، چشم‌انداز، منظره، رأی، عقیده، دیدگاه، نقطه‌نظر، برداشت، تلقی کردن، دیدن، نگاه کردن، مشاهده کردن، تماشا کردن

vigilance

هشیاری، تیزبینی، گوش‌به‌زنگی، آمادگی

village

ده، دهکده، روستا، آبادی، مردم دهکده، اهالی ده، روستاییان

صفحه  1615  از  1667