در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
utilization coefficient [transport]
ضریب استفاده
utilization factor
استفاده کردن، بهرهگرفتن، به کار گرفتن، به کار زدن، بهرهبرداری کردن
V V
V V
V blade
تیغه V شکل
vacant
خالی (اتاق، جا و ...)، بلاتصدی، بیمتصدی (پُست، مقام)، آزاد (وقت)
vacant lot [USA]
قطعه زمین خالی، زمین بایر [اصطلاح آمریکایی]
vacant site
زمین خالی، زمین بایر
vacant space
جای خالی
vacation
تعطیلات، تعطیلی، مرخصی، تخلیه
vacationer
مسافر، توریست
vacuum
خلأ، جای خالی، جارو برقی، جارو برقی زدن، جارو برقی کشیدن، با جارو برقی تمیز کردن
vacuum cleaner
جارو برقی
vacuum concrete
بتن مکیده، بتن بیهوا
vacuum form
قالب مکنده (بتن)
vacuum lamp
لامپ خلأ
valence
ظرفیت، والانس
صفحه 1590 از 1667