در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

utilization factor

استفاده کردن، بهره‌گرفتن، به کار گرفتن، به کار زدن، بهر‌ه‌برداری کردن

vacant

خالی (اتاق، جا و ...)، بلاتصدی، بی‌متصدی (پُست، مقام)، آزاد (وقت)

vacant lot [USA]

قطعه زمین خالی، زمین بایر [اصطلاح آمریکایی]

vacation

تعطیلات، تعطیلی، مرخصی، تخلیه

vacuum

خلأ، جای خالی، جارو برقی، جارو برقی زدن، جارو برقی کشیدن، با جارو برقی تمیز کردن

«‹ ۱۵۸۸  ۱۵۸۹  ۱۵۹۰ ۱۵۹۱ ›»
۱۶ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۱۵۹۰ از ۱۶۶۷ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰