در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

Usual

معمول، متداول، رایج، مرسوم، عادی، معمولی، همیشگی

utilities

خدمات رفاهی، خدمات عمومی

utility

مطلوبیت، سودمندی، فایده‌مندی، فایده، چندکاره، چندمنظوره

utility (public)

شرکت خدمات عمومی (آب، برق، حمل‌ونقل و ...)

utility post

برنامه خدماتی، برنامه چندمنظوره

utility programme

استفاده، بکارگیری، بهره‌گیری، بهره‌برداری

utilization

ضریب استفاده، ضریب بکارگیری [اصطلاح آمریکایی]

صفحه  1589  از  1667