در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
user – friendly system
سیستم کاربرپسند
using condition
شرط استفاده، وضعیت استفاده
Usual
معمول، متداول، رایج، مرسوم، عادی، معمولی، همیشگی
utilities
خدمات رفاهی، خدمات عمومی
utilities (congested underground)
تسهیلات زیرزمینی متراکم
utility
مطلوبیت، سودمندی، فایدهمندی، فایده، چندکاره، چندمنظوره
utility (public)
شرکت خدمات عمومی (آب، برق، حملونقل و ...)
utility company
شرکت خدماتی (برق، آب، گاز و ...)
utility function
تابع مطلوبیت
utility of goods
مطلوبیت کالا
utility package
تیر خدماتی (برق، تلفن و تلگراف)
utility pole
تیر برق، تیر تلگراف
utility post
برنامه خدماتی، برنامه چندمنظوره
utility programme
استفاده، بکارگیری، بهرهگیری، بهرهبرداری
utilization
ضریب استفاده، ضریب بکارگیری [اصطلاح آمریکایی]
utilization (coefficient of) [USA]
ضریب استفاده، ضریب کاربرد [حملونقل]
صفحه 1589 از 1667