در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
unevenness
ناهمواری، ناصافی، بینظمی، نامرتبی
unfair
غیرمنصفانه، غیر عادلانه، نادرست، بیانصاف، مغرض
unfair competition
رقابت ناسالم، رقابت ناعادلانه
unfasten one’s seat belt lv/
باز کردن کمربند ایمنی
ungated level crossing
تقاطع همسطح (راه با راهآهن) بدون مستحفظ (راهبند)
ungraded material
مصالح دانهبندی نشده (در هم)
unguarded
بدون مستحفظ، بدون محافظ، بدون نگهبان، حساب نشده، نسنجیده، بیملاحظه
unguarded level crossing
تقاطع همسطح (راه با راهآهن) بدون مستحفظ
unhealthy
بیمارگونه، مریض، ناسالم، نابسامان، بحرانی، مضر، بیماریزا، خطرناک، وخیم
unhealthy housing
اسکان غیر بهداشتی، اسکان نابسامان
uniform
یکنواخت، یکدست، هماهنگ، همانند، هم شکل
uniform flow [water]
جریان یکنواخت [آب]
uniform vehicle code
مجموعه قوانین هماهنگ وسایل نقلیه، آییننامه هماهنگ وسایل نقلیه
uniformity
یکنواختی، یکدستی، همانندی، هماهنگی، همسانی، هم شکلی، یکپارچگی
uniformity of illuminance
یکنواختی روشنایی
uniformity ratio [illuminance]
نسبت یکنواختی [روشنایی]
صفحه 1575 از 1667