در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

underlying

زیربنایی، زیرساختی، اصلی، اساسی، پوشیده، نهفته، زیری، زیرین

undermine

زیر را خالی کردن، زیر را کندن، سست کردن، تضعیف کردن، تحلیل بردن

underpass

زیرگذر، گذرگاه زیرزمینی، تونل زیرزمینی

underpin

پی را سفت کردن، زیر پی را پر کردن، پی‌بندی کردن

صفحه  1572  از  1667