در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
binder
چسباننده، چسبنده، مصالح با مواد سیمانی، ماده چسباننده
binder (bituminous)
چسبنده قیری
binder (bleeding of)
روزدن قیر، بالازدگی قیر به سرح، شیرهدهی (بتن)
binder (blended)
چسبنده مخلوط
binder (cementitious)
چسباننده سیمانی، چسبنده سیمانی
binder (composite)
چسبنده مرکب، چسباننده مرکب
binder (fatting up of)
رو زدن قیر، آب انداختن چسباننده (ملات)
binder (hydrocarbon)
چسبنده هیدروکربنی
binder (modified)
چسبنده اصلاح شده
binder (rejuvenation of)
احیای چسبنده، جوانسازی چسبنده
binder (special cementitious road)
چسبنده سیمانی مخصوص راه
binder (stripping of)
جداشدگی چسباننده از مصالح سنگی
binder (traditional)
قیر سنتی
binder - binding agent - binding material
ملاط
binder ageing
پیرشدگی ماده چسبنده
binder content
مقدار (درصد) چسبنده
صفحه 157 از 1667