در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

unanimity

وحدت‌نظر، اتفاق آراء، هم‌رأیی، اتفاق کلمه، وحدت کلمه

unbalance

تعادل را برهم زدن، نامتعادل کردن، متزلزل کردن، به هم ریختن، مغشوش کردن

uncertainty

عدم اطمینان، عدم قطعیت، ناپایداری، بی‌ثباتی، تردید

unconscious a/

بی‌هوش، ناخواسته، نادانسته، غیر عمدی، ناخودآگاه

uncontrolled

کنترل نشده، مهار نشده، غیر قابل کنترل، مهار نشدنی، خارج از کنترل

صفحه  1569  از  1667